و اما ادامه ی برنامه!!
از شیراز که دل کندیم راهی بندری شدیم که می گفتند عباس است ! و البته پیش از رسیدن با درجه حرارت بالا کمی توان و تحملمان را محک زدیم بلکه روزی بدردمان بخورد! اتومبیلها با کوهی از اجناس خریداری شده در تمام نقاط شهر دیده می شدند و البته به قول مارکوپولو "میثم فکری" : از پلاکهای تمام شهرهای مختلف می شه در بندر عباس دید!
به شوق دیدن خلیج همیشگی فارس و البته بر باد دادن پس انداز ناچیزمان راهی جزیره قشمی شدیم که از شدت جمعیت اندکی در آب فرو رفته بود و شانس با ما یار بود که غرق نشدیم ...از لیست خریدهای بنجلمان هیچ نکته ای ذکر نمی شود تا مدعی پیدا نکند!
از جاذبه های قشم سراغ جنگل حرا رفتیم که درختان در میان آب شور به زندگانی خویش ادامه می دادند و جل الخالق که چگونه با ریشه های خود آب شور را به آب شیرین تبدیل می کردند !!
جزایر ناز همانگونه که از اسمش پیداست با ناز بسیار با جزر و مد آب خلیج خودنمایی می کند . ساحل سیمین و محل تخم گذاری لاک پشتها هم رویت شد اما نه تنها لاک پشتی ندیدیم بلکه مفتخر به ملاقات با یک عدد خرچنگ عظیم الجثه
شدیم که تلفات غش و ضعفی اش به تعداد کشته مرده های دیوید بکام بود !!
درخت لور با ساقه هایی که بعد از مدتی ریشه هایش می شوند برای همگی سلام رساند ! در بندر عباس معبد هندوها و چشمه آبگرم گنو هم بررسی شد تا در سلامت کامل به سر ببرند و یحتمل می برند! ![]()
به علت گرمازدگی این بخش را مختصر مفید به پایان می بریم تا آنانکه مشتاق دیدن شدند دست به کار شوند . به همین راحتی !
