روز گفت - شب نوشت
- نشستم روبروی تلویزیون و زل زدم به تصاویر ... حرم و بین الحرمین و آدمهایی که سرگشته می یان و سرگشته تر برمی گردن . آسمون گرگ و میش باشه یا صلاه ظهر فرقی نمی کنه ... آسمون دلت صافه . یکدست و شفاف . پارسال چنین روزی همونجایی بودم که آدمای توی تصویر دارن روش قدم می زنن . همونجایی نشستم که یه نفر کنج تصویر نشسته . همونجایی بغض کردم که ... صدای ایرانیها و زمزمه ی پرشورشون توی گوشم می پیچه . شب یلدا بود و بین الحرمین و این زمزمه که " امان ای دل - ای دل - ای دل ... "
- سی دی آیتم برنامه های تاسوعا و عاشورای پارسالم رو که گوش می دم ٬ بیشتر هوایی می شم . یه "تازه از سفر کربلا برگشته" ٬ چه حال خوشی داشتم اون روزها ... دلم می خواد دوباره برگردم . دلمو جا گذاشتم ... شک ندارم .
- برای برنامه پنج شنبه ٬ دغدغه هام زیاده اما عملی شدنشون با خداست . دلم می خواد یه مکثی کنم و ... نه ! این روزها وقت مکث کردن نیست . باید پا به پای حس و حالت پیش بری ! حتی اگه "مکث لازم" باشی !
- هیئت عزاداری محلمون رو دوست دارم . نه به خاطر اندازه ی علمشون یا تعداد عزاداراش ... هیئت عزاداری محلمون رو دوست دارم چون نوحه هایی رو می ذاره که دلتو بدجوری می لرزونه ٬ چون حرف مداحاش شنیدنیه ٬ چون سوز نواش دلتو هوایی می کنه ٬ چون همون حال و هوایی رو داره که این روزها توی هر هیئتی نمی شه تجربه اش کرد .
- به دوستی می گفتم چقدر قصه های ما این روزها پیچیده شده . دوست دیگه ای می گفت ٬ انگار دعاهامون دیگه اجابت نمی شه ... اما دوست دیگه ای مدام این جمله رو تکرار می کنه که " خدا گر ز حکمت ببند دری ... ز رحمت گشاید در دیگری " ... تفاوت زندگی ما آدمها هم از همین تفاوت نگاهها می یاد ... یکی سفید و یکی سیاه و ... بعضی ها خاکستری !
- مدتیه از دست کسی دلخورم . نه به خاطر رفتارش ٬ نه به خاطر حرفاش ٬ نه به خاطر ... ازش دلخورم چون کم کم داره از یاد می بره "ساده بودن" و "صاف بودن" چه شکلی بود . ازش دلخورم چون ٬ چند وقتیه خودش نیست ... نقاب روی صورتش رو دوست ندارم ... نقابی که اونو شبیه باقی آدما می کنه ٬ فقط دلم می خواد بهش بگم که ... دوستت دارم حتی اگه "خود دیروزت" نباشی !
- تاسوعا و عاشورا نزدیکه . باز بی قرارم و ... حس و حالم رو دوست دارم . خدایا ٬ ممنون که اجازه دادی یه بار دیگه محرم رو تجربه کنم .
التماس دعا ... لطفا این جمله رو جدی بگیرید .

