تبليغاتX
نوشتم نوشتی نوشت







نوشتم نوشتی نوشت

می نویسم ... اما تو بخوان "رادیو جوان "

خودشناسی

به سوالات زیر با آرامش پاسخ دهید :

۱ - اگر شما ماهیانه تنها ۲۰ هزار ریال هزینه پیام کوتاه پرداخت کنید  ٬ با احتساب اینکه هر ایرانی ممکن است حداقل ۲۰ هزار ریال برای پیام کوتاه ماهیانه اش هزینه کند ٬ محاسبه کنید که شرکت مخابرات در چه حالی به سر می برد ؟

الف - شادمانی بی سبب!         ب - افسردگی بی سبب!        ج - انفجار ناشی از خشم!      د - با حفظ شئونات همه موارد!

۲ - این جمله از کیست ؟ " یکیشون خیلی خوبه ( ۲ بار ) ٬ همگی بگید ماشاا... ! "

الف - زهرا مارال صباغان       ب - میم مثل مادر!       ج - م . ع . ن . پ        د - ح . ش . ز

۳ - در سریال لاست ( ! )  سیزن یک  ٬ قسمت سوم ٬ این جمله از چه کسی نقل شده " لطفا نقطه ما نقطه را نقطه پیدا نقطه کنید نقطه!  اس نقطه ام نقطه اس نقطه قطعه نقطه دلمان نقطه برای نقطه پیامک نقطه زدن نقطه تنگید نقطه پول نقطه تلگراف نقطه فرستادن نقطه نداریم نقطه "  ؟

الف- جیم جارموش!        ب- ساویر سولانا       ج - مایکل جکسون      د - کیت وینسلت

۴ - احتمال دوستی شما با کسی که کم حرف می زند و بیشتر عمل می کند بیشتر است یا با کسی که پرحرف (!) می زند و کلا  همون بیشتر عمل (!) می کند!؟

الف - سالم باشه ٬ هر چی می خواد باشه            ب - علف باید به دهن بزی شیرین بیاد        

ج - بسته به نوع عمل دارد                              د - هر عملی یه عکس العملی داره!

۵ - جای خالی را هر جور دوست می دارید پر کنید  " این روزها همه .......... شما چطور ؟ "   فعل را متناسب با کلمه انتخابی جایگزین کنید ( اینم  باید یادآوری کنم؟! )  

الف - غبارآلود        ب - کمی تا قسمتی آفتابی          ج - عاشق       د - خاطره باز (تو مایه های کفتر باز! )

۶ - اگر نامزد شما ٬ در اولین ملاقات برایتان یک دسته گل رز سفید چرک یاسی (!!) بیاورد چه نتیجه ای می گیرید ؟

الف - عاشق منه! دوست داره منو! (لطفا آروم باشید! )

ب- زندگیمان هم شبیه گلهای رز  ٬ سفید و عشقمان یاسی خواهد بود ٬ چرک هم خودتی! ( من شرمنده ام واقعا!! )

ج - رز دوست ندارم ٬ کاکتوس بهتره!

د - قصد ازدواج ندارم! 

 

نتیجه ی سوالات -

بین ۰ تا ۹  : شما عاشق هستید! البته این حالت این روزها کمی نگران کننده است . لطفا در اسرع وقت خودکشی کنید!  وقت ما را هم نگیرید لطفا ! نقطه !

بین ۹ تا ۱۵  : به زودی به سفر می روید!  راه می بینم برات ... اهم اهم!

بین ۱۵ تا الی ماشاا... : بزن کف قشنگه رو! شما کلا در وضع بحران  به سر می برید . از نظر شما زندگی مخلوطی از نفرت و کینه است که در ساخت سس آن از قهوه ترک هم استفاده شده است! از نظر شما ٬ هیچ چیز ارزش زندگی ندارد ٬ هیچ کس ارزش ماندن ندارد و همین باعث شده است تا مدتی به تمامی اطرافیانتان بدبین شوید و به انزوا روی بیاورید . توصیه ما به شما ٬ غصه نخور کرگدن ٬ تو هم یه روز می پری!!!

پ .ن  :  کلا ! موفق !

+ نوشته شده در یکشنبه 28 تیر1388ساعت 0:18 توسط انوشه |

از دیروز

گلایه ای نیست جز اینکه دوری ... دیدنت کوتاه و بودنت رویاست ...

گلایه ای نیست جز همان گله ی دیروز و هر روز

می شود کمی بیشتر کنار پرچین رویایم بمانی!؟

می شود ؟

گله ای نیست ...

باشد ... دلگیر نشو !

 

پ. ن - چقدر سخته بدونی هیچ کاری از دستت بر نمی یاد ! چقدر حس ناتوانی و تردید تلخه! این روزها ٬ سخت و تلخ و آرام می گذرد ...

 

+ نوشته شده در سه شنبه 23 تیر1388ساعت 21:46 توسط انوشه |

خطها

 

 خطی کشید روی تمام سوالها

تعریف ها ٬ معادله ها ٬ احتمال ها

خطی کشید روی تساوی عقل و عشق

خطی دگر به قاعده ها و مثال ها

خطی دگر کشید به قانون خویشتن

قانون لحظه ها و زمان ها و سال ها

از خود کشید دست و به خود نیز خط کشید

خطی به روی دفتر خطها و خال ها

خطها به هم رسید و به یک جمله ختم شد

با عشق ممکن است تمام محال ها

 

                                                                          فاضل نظری

 

 

+ نوشته شده در شنبه 20 تیر1388ساعت 23:48 توسط انوشه |

در راستای دوستان !

حالا که همه (نسیم صباغان و حمیده قادری! ) قاط زدن چرا من بزرگی کنم؟ اولش باید تکلیفمو با این نسیم روشن کنم٬ خب می خوای ادامه تحصیل بدی صادق باش. داوری فر نه ... یه صادق دیگه ! ببین ٬ بیا رو راست باشیم ٬ امروز دوشنبه است و اگه بخوام صادق باشم ٬ اونم از یه نوع دیگه ..این می شه که تو تا جمعه نیستی! اوکی؟ بعدشم که بیای معلوم نیست من باشم یا نه ! از اون مهمتر اینکه چند ماهه می خوام دو سه تا گلدون گل شمعدونی بخرم یادم می ره! بهار که تموم شد ...یهو بگو می خوام تو زمستون گل پرورش بدم! حالا کی خواست گل پرورش بده!؟ تخمه هم ندارم توی خونه! حالا با چی ژست بگیرم!؟ مهم نیست بابا!  تو عادت داری همه چیز رو بزرگ کنی! از اون گذشته ٬ عادت داری همیشه خوش بین باشی! خب به نظر من آدم به هر کسی که نمی گه "خوشحال شدم ٬ ..." می گه ؟ من که نمی گم! جدای از این موضوع اگه من خوش بینم ٬ تو چرا نباید باشی؟ خجالت نمی کشی بس که سر یه موضوع به این سادگی عالم و آدم و مسخره خودت کردی؟! یه نگاه به شناسنامه ات بنداز! بعضی ها هم سن تو بودن یه خونواده رو می چرخوندن! خودشون می گن! می گن قبل ۱۰ میرسونیم ٬ بعد ۹.۵ از خواب پا می شن!! ترافیک کم بود ٬ حالا آلودگی هم اضافه شد! اصلا فرهادی چه گناهی کرده؟؟ دروغگو هم خودتی! بده این همه دروغ رو یک جا برات فیلم نامه کرده!؟ همشهری جوان شمرده گفته ۱۳ تا دروغ توی فیلم بود! توی تاریکی سالن چه جوری تونستن بنویسن ؟ اصلا با چی شمردن!؟ حالا چرا ۱۳ تا ؟ بعدشم حیف صابر ابر نبود که می خواست به پای ترانه بسوزه! مرد که مرد ... بهتر! چه خوبه دختر خوب! به از شما نباشه ...اول فیلم چقدر خوب بودن! یه جمع صمیمی و راحت ! می گم ٬ نکنه چشمشون کردیم؟! همه فردا تعطیلن ٬ ما نه ! این یعنی ایکه ما کلیشه ای نیستیم! نه خودمون ٬ نه کارمون !  خوبه دیگه ... نه ؟ ماسکم ندارم ! اگه مردم ( به ضم میم دیگه !! )  یادت باشه  به جای من بری سر برنامه! تا جمعه چند روز مونده ؟! راستی گل عروس و مه داماد چطورن!؟

خدا رو شکر که "الی ... " مرد و این روزها رو ندید!

 

+ نوشته شده در سه شنبه 16 تیر1388ساعت 0:26 توسط انوشه |

به نام گلهای سرخ

قسم نخورده بودم برای بودنت ٬ که آمدی .

قسم نداده بودم برای ماندنت ٬ که ماندی .

قسم خورده ام به نام گلبرگهای گل سرخ که نقش تو دارد برای من ...

قسم خورده ام به نام دلی که دلدارش دور بود و دیدنش دیر ...

قسم خوردم به نام مهربان او ٬ که بمانی ...

اسیر آن لحظه ام که نزدیکی ...

اسیر آن لحظه که آشنایم می دانی با دنیایت ...

من ٬ اسیر لحظه های خوب توام ...

با من از بی تابی عاشقانه

از تکرار بی پایان دلخوشی هایم

از بهانه های کوچکم برای خوشبختی

 از بودنت  بگو ...

من قسم می خورم به پاکی آسمان

 که از  روزنه ای رو به فردای با "تو"

طرح این رویا را ستاره باران کنم .

باز هم مرا به دنیای خود ببر ...

 

+ نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388ساعت 1:3 توسط انوشه |

یک روز خوب

همه چیز باید به همه چیز بیاید! اینو از قدیم گفتن ٬ ما هم چون اصولا :حرف گوش کنیم " گفتیم "چشم!" گاهی با خودتون فکر می کنید که داشتن یه روز خوب کاملا دست شماست !  یعنی توهم می زنید که - اگه تو بخوای امروز یه روز خوب می شه - دوز این توهم هم رابطه مستقیمی با میزان "دل به نشاط " بودن شما داره! یعنی باید بلد باشی که چه جوری از پس وراجی های ذهنت و معیارهای منطقی اش بر بیای!! در این صورت شما با مقدار زیادی جو با نشاط و مملو از توهم وارد اجتماع می شید و انتظار دارین همه چیز مطابق میل شما پیش بره!

در این لحظه دو حالت اتفاق می افته ٬ یا دنیا شما رو دوست داره و یه امروز رو بی خیال شما می شه ... یا از سر تفریح پا پی شما می شه ... به نحوی که کل تصورات شما در صدمی از ثانیه نقش بر آب می شه!

این اتفاق امروز برای من افتاد - البته در روزهای زیادی تکرار می شه - 

  خراب شدن کولر ٬ تو نصفه شب در حالی که دمای هوا مثلا از پنجاه درجه بیشتر شده و تو در حالتی بین مرگ و زندگی به فواید و نقش تعریق ( ! ) در سلامت جسم و جان و روح پی می بری!!  

درک این حقیقت که برخی از دوستان این توانایی رو دارن که تو رو ... فرض کنن و توی دلشون بهت بخندن در حالی که ساعت ۹ صبح متوجه می شی تکسی برای برنامه نداری!! 

 شنیدن بعضی از  حرفها از کسایی که چند ماه تمام روی بدرفتاری ها و کج خلقی هاش سرپوش گذاشتی و هی زیر لب لوطی منشانه زمزمه کردی " بخشش از بزرگانه! "

 فهمیدن این نکته ی بسیار ساده که بعضی از انسانها علاوه بر توانایی های مختلفی که در چنته دارن اصولا انسانهای اهل ادعایی هم هستن ٬ به نحوی که کلمه ی "ادعا" در جوار این دوستان تبدیل به یه شوخی سطحی و خاطره ای ناچیز میشه!  و ...

در چنین شرایطی به سادگی به این نتیجه می رسی که "احتمالا  خیلی پر رو و گستاخی که فکر می کنی با توهم  ٬ می شه یه روز خوب داشت!! "

در انتها و در حالی که خورشید در پهنه ی آسمان غروب می کنه ٬ احتمالا با گردنی کج - با زاویه ۳۰ درجه لطفا - رو به افق می کنی و می گی :

رو تک درخت خونمون یه کرگدن نشسته بود ... کرگدن غصه نخور تو هم یه روزی می پری!!

 

در پایان امیدوارم هرگز چنین روز جالبی نداشته باشید!

 

پ . ن (درحاشیه ) : بی بهانه یا با بهانه ٬ دلتنگ می شوم ! حتی وقتی می دانم ٬ نمی دانی ... نمی خوانی! 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 11 تیر1388ساعت 0:23 توسط انوشه |

فردای دیروزها ...

یک - زل زده بود به تصویر توی قاب . تصاویر لابه لای خاطراتش می پیچیدن و رد می شدن ... سر تکون داد تا نگاهش روی چشمای مهربون توی عکس ثابت بمونه .  دختر توی عکس با نگاهش حرف می زد اما نگاه پسر آروم بود مثل همیشه ... فکر کرد ٬ دلتنگشون می شه ... خیلی زیاد ...

دو - ظهر بود ٬ شلوغی خیابونا اینو می گفت ... دست همو گرفته بودن و مثل هر روز مسیر مدرسه تا خونه رو با حرف و خاطره و اتفاقای با مزه طی می کردن ... هنوز رویاهاشون رنگی بود ٬ هنوز شاهزاده ی قصه های عاشقانه رو دوست داشتن ... شبیه همه ی دخترها . یکی از درس می گفت ٬ یکی از فردا ... یکی از دل می گفت و  این بار هر دو سکوت می کردن ... قد می کشیدن با خط زدن امروز و فردا ... تا خود خود فردا .

سه - توی ذهنش شلوغ بود ٬ اما نگاهش دنبال یه نگاه بود . می دونست دل توی دلش نیست . اینو توی این چند سال خوب فهمیده بود . قد کشیده بودن ٬ اما هنوز رویاهاشون رنگی بود . چشماشو بست و تصور کرد ... قد کشیدن رویاشو دوست داشت ٬ باید از فردا بگه و از دل ... دعا کرد همه ی گره ها باز بشن ... دعا کرد ناهمواری هموار بشه ... دعا کرد دلشون دلیلشون باشه ...

 چهار- دست کشید روی عکسها ... ترتیبشون بهم ریخته بود اما ذهنش هنوز مورخ خوبی بود . یاد دلهره هاش افتاد ٬ یاد گره های کوچیک ... یاد اشکهایی که از نگرانی ریخته بودن ... فکر کرد ٬  دغدغه هاشونم مثل رویاهاشون قد کشیدن ...  

پنج - نوبت چرخید و کله قند رسید توی دستاش ... صداها دور و نزدیک می شدن ٬ یاد رویاهاشون افتاد ٬یاد رنگ آمیزی دلنشین دلش . می تونست حدس بزنه توی دلش چه خبره ...تصاویر دیروز کمرنگ می شد و تصورات فردا پررنگ ... غوغایی بود توی ذهنش!  چشماشو بست و دعا کرد ٬ برای خوشبختیشون ٬ برای فرداهای رنگی ... برای زیباترین لحظه ها ... بغض کرده بود درست همونجوری که فکر می کرد ...

شش - زل زده بود به تصویر توی قاب ... بغض کرده بود از روی شادی  ... نگاه دختر براش آشنا بود ٬ به قد یه دوستی ده ساله ... نگاه پسر آروم به قد آشنایی شش ساله ... عددها جلوی چشماش رژه می رفتن ... ده ٬ شش ٬ هشتادو هشت ... رو کرد به آسمون و دعا کرد ٬ توی هر قدمشون مهر باشه و توی هر نگاهشون عشق ... دعا کرد به گرمی تابستون و صداقت مهرشون ... دعا کرد برای جاودانه شدن سرود عاشقانه شون ...

 

پ . ن :  چشم انتظار بودن همیشه هم بد نیست ... مخصوصا اگه چشم انتظار روزهای خوبی باشی ...

پ . ن ۲ - تقدیم به دو دوست ٬ دو همراه  و ... که همیشه برام عزیزن . امیدوارم خوشبخت بشین ...

پ . ن ۳ - این نوشته کاملا شخصی  - اختصاصی  و دوستانه است! لطفا به گیرنده هاتون دست نزنید!

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 8 تیر1388ساعت 0:43 توسط انوشه |