ماه توست
در طلوع امیدی که ابدی است
سجاده ام رو به نور و
وضو می گیرم با آیه های عشقت
ثانیه ها رنگ تو می شود
و پر می کشد دلم تا اوج بلندترین قله مهرت
اینجایم ابتدای راه تو
آغاز راهی که انتهایش تو ایستاده ای
به صلابت بهشتی که وعده داده ای
ماه توست ٬ خدای من
و من ٬ مهمان کوچک تو
در دلم مهمانی کوچک امید است
و صدایم سرشار از " ربنا"
ربنای من پر واژه ٬ پر طنین می خواند
تا به عرش٬ تابه آسمان ٬تا به خود تو
که رمضان نزدیک است " *
دیگه نزدیکه ... ماه رمضون امسال هم داره از راه می رسه . تغییرات برنامه ها کم کم رو میشه و هر گروهی برای این ماه تصمیمات تازه ای داره . ماه رمضون پارسال که از راه می رسید حال و هوای همه ی گروهها و همه ی برنامه ها عوض شد ... تغییر کنداکتور شبکه و برنامه ها وتیم برنامه سازی تازه نفس حرف همه بود ...جدا از فضای کاری ٬ دلم می خواد امسال هم توی لحظه های خوب این ماه نقش داشته باشم . پارسال با "قرار شبانه " و "یک سبد ترانه " لحظه هام رنگی شد و امسال ...
شاید نوشتن این حرفها کمی زود باشه اما دلیلش بی تابی عجیب امسال منه ... بی تابی برای از راه رسیدن ماهی که برای من خیلی عزیزه ...
* از شنیدن هرباره ی این نوشته ام دلم می لرزه . یادش به خیر... شاید به زودی موسیقی وبلاگم شد !
---------
حرفهای زیادی برای نوشتن داشتم اما توی این لحظه این جمله ها بر تمام جملات غلبه کردن !
راستی از اینکه برگشتم "خوشحالم " ٬ شما چطور ؟ ![]()
******پس از مدتی نوشت :
امروز روز "پزشکه " ... این روز رو به کسی که همیشه برای من طبیب جان بوده تبریک می گم ! فکر می کرد یادم رفته ٬ اما یادم بود و همیشه به این روز که میرسم دلم می خواد دستاشو ببوسم و بگم :
"روزت مبارک " ![]()

