امروز صداهای توی ذهنم مدام حول این جمله می چرخید "خدا از رگ گردن هم به ما نزدیکتره" ... نمی گم نتیجه اش چی بود ...تا شما نتیجه ی دلخواه خودتون رو بگیرین!
پارازیت این ۱۰ روز از نمایشگاه پخش می شد ... روزهای اول از شدت گرما کلیه بچه های گروه حس "خود سونا بینی" داشتن و روزهای آخر حس "خود مسافر قطب بینی" ! عجب جمله ای شد!!
کاری به سختی کار و فضای خاص حاکم به برنامه های زنده و مستقیم ندارم ... من یکی که به شدت از چنین فضاهایی لذت می برم! دلیلش هم واضح و مبرهن و آشکار است ... اولا که توی اون مدت یه حس تیمی عجیب و دوست داشتنی همه عوامل رو فرا می گیره که ما توی خودمون و دور هم بهش می گیم "جوگیری"! دوما این که اینقدر کیف - به کسر کاف!! - داره سوار بر یه ماشین شاسی بلند مخصوص بشی و مثل آدم حسابی ها بفرستنت سر برنامه٬ مخصوصا که کسی مثل امین نبی اللهی در تمام مسیر به ماشینهای بغلی زل بزنه تا بلکه کسی از سرنشینهای اون ماشینها به خاطر بیارن که این آقا رو توی "صبح به خیر ایران "دیدن!!!
و سوما بخش دیدار یار ه!!! خب معلومه دیگه ...منظورم شما بود! با شمام ...پشت سرت رو نگاه نکن! اینو جدی گفتم ... بازخورد اجرای برنامه زنده اونم یه برنامه رادیویی خیلی نکته ها رو به بچه های گروه می ده ! چقدر بحث کارشناسی شد !!
البته از بخش شیرین "تنخواه" یا همون قاقالی لی دوست داشتنی برنامه نمی شه گذشت ... هرچند که این دفعه فقط رانی پرتقال بود و اندکی های بای!!
خاطراتش هم برای خودم ! شما خاطره ای ندارین ؟
زنده ام! حالم ای...بدک نیست!
فقط فرصتی نیست تا از خاطرات این هفته و غرفه رادیو جوان در نمایشگاه کتاب و پارازیت بنویسم... پس به امید یه فرصت اساسی!!
فردا ۱۲ اردیبهشته ... پنج شنبه !
به یاد معلم جاودان زندگیم "استاد ولی ا... اردشیری" که پنج شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۱ با خاطره ای عجیب و تلخ تنهامون گذاشت .
بنا به درخواست "ساعت ۱۶ " مبنی بر اعلام تعداد سوسک شدگان نتایج را بدین شرح اعلام می کنم : تعداد ۱۲۳۵ نفر مفتخر به تغییر کاربری شدند که در دم بوسیله ی یک فروند دمپایی ابری از هستی ساقط بلکه له و لورده شدند!تعداد ۱۲ عدد در میانه راه پیشمان شدند و از مسیر دور برگردان چمران - پارک وی به زندگی بازگشتند که از سرنوشت ناگوارشان هیچ اطلاعی در دست نیست! باقی قابل ذکر نبودند بنابراین با پیف پاف به حسابشان رسیدیم! البته چند نفری با شنیدن جیغ بنفشمان سکته های ناقص خود را تکمیل کردند و به سرعت بی جان شدند تا باشد که تاکتیک زنان در مقابل "سوسکان"!!! را جدی بگیرند!
دو کلمه حرف حساب : "برنامه ی پارازیت" در دوران نمایشگاه بین المللی تهران به صورت زنده و مستقیم از غرفه رادیو جوان در نمایشگاه پخش می شه! اونایی که اسفند ماه ۱۳۸۶ خانه هنرمندان رو از دست دادن می تونن این دفعه همراه ما باشن.
مثلا یه روزی که از ۷ صبحش از خونه زدم بیرون و شبش همزمان با طرح جمع آوری بوووووق - ساعت ۹ شب - برگشتم خونه و ساعت ۱۲ دقیقه بامداد به سرم زده که خیلی اصولی پست بذارم ...نمی شه! چرا ؟ خب خیلی واضحه ... چون اصول بلاگفا با اصول اینترنت هوشمند و اصول آفیس و اصول تایپ سرعتی و در نهایت با اصول من جور در نمی یاد !!! و اینجوری می شه که بعد عمری... و بوقی ... وقتی هم اصولم با اصول به روز رسانی منطبق می شه من حرفی برای گفتن ندارم!!!![]()
حالا همه ی اینا به کنار ... شما از چه اصولی پیروی می کنین که این جوری میخ این مانیتور - اون مانیتور! - شدین و دنبال اصل اصولی نوشتن من می گردین؟! پاسخ های خود را به "نظرات" ارسال کنید .... الهی که خالی بندان "سوسک" شوند !![]()