تبليغاتX
نوشتم نوشتی نوشت
نوشتم نوشتی نوشت
می نویسم ... اما تو بخوان "رادیو جوان "
من آمده ام... به جان خودم!

 

از قدیم گفتن "ببخش تا دل مردم رو شاد کنی..." بنابراین من هم در این لحظه از همه ی دوستان تقاضامندم که ببخشند تا دل منو شاد کنن ! چی رو؟ خب معلومه ! تاخیر تقریبا و تحقیقا چند روزه ام رو! البته من اصولا با دلیل و مدرک غیبت می کنم ... دلیل این مدت غیبت هم فقط این بود که هر روز یادم می رفت کارت اینترنت بخرم !! به همین راحتی!

بگذریم....

 

قرار بود از پنج شنبه "جلسه ی حلقه ی وبلاگ نویسان رادیو جوان" گزارشی بنویسم پس .....:

 

روز قبل از جلسه در اتاق روابط عمومی جلسه ای تشکیل شد اعضای جلسه عبارت بودند از : آقای سید حسین حسینی – سینا هنربخش – فرزانه جون ناظری و یک عدد من! در مورد برنامه های فردا حرف زدیم و هر پیشنهادی رو با اقتدار رد کردیم – دور هم! – تا اینجوری همه چیز رو به راه بشه! اما قرار شد که من گزارشی بنویسم از جلسات حلقه ی وبلاگ در سالی که گذشت! و نکته ی جالب ماجرا این بود که اطلاعات لازمه رو قرار بود از فرزانه بگیرم .... منتظرین بگم نگرفتم؟ نه خیر! گذشت اون دوران! فرزانه خانم ناظری در یک حرکت کاملا حرفه ای یک صفحه به من داد تا نکات لازمه رو استخراج کنم! .... اینه!!!

ظهر روز پنج شنبه من و فرزانه از سازمان راهی فرهنگسرا شدیم و در طول راه به هر کسی که بر خورد می کردیم حس "هم حلقه ی وبلاگ نویسان "بودن بهمون دست می داد! از نوزاد شیرخوار تا راننده ی تریلی!

از ساعت 2.5 تا 3.5 بعد از ظهر همگی به اتفاق حضار منتظر ورود دکتر گیل آبادی و آقای حسینی بودیم ...البته این انتظار برای فرزانه ناظری و ریحانه سعیدیان خیلی سخت نگذشت چون مشغول نقاشی کردن روی تابلوی سالن بودن ...و چه دغدغه ای مهمتر از این که "اول شنیده می شوید رو بنویسیم یا آدرس سایت شبکه رو؟!!!"  .... این بار هم من معذرت می خوام!

جلسه با سخنان آقای حسینی آغاز شد و طبیعتا با سخنان ایشون هم تموم شد! و بین این دو بخش قسمتهای دیگری هم وجود داشت مثل : تریبون آزاد (هر چی دوست داری بگو!) – سخنان دکتر گیل ابادی و آقای گودرزی (مدیر محترم گروه جوان و فرهنگ) – شعر خواندن آقای استاد احمد در مورد وبلاگ و مخلفات! – حرفهای آقای ختایی وآقای  مجتبی امیری (سردبیر زیر آفتاب) و همون گزارشی که در مورد جلسات حلقه ی وبلاگ نویسان نوشته بودم (البته زحمت خوندنش رو ارکیده هاشمی کشید) ..

 

از بخشهای جالب این جلسه این بود که  افراد به ترتیب بلند می شدن و اسم خودشون و آدرس وبلاگشون رو معرفی می کردن...  جالبتر این بود که گاهی با معرفی بعضی از افراد صدای " وااااای اینه! " ... " آخی من می شناسمش!!"  ... و الخ به گوش می رسید! از باقی حواشی نمی گم تا برنامه 90 بی حاشیه نمونه!(به فتح نون!)

یک عدد تیشرت با آرم "رادیو جوان" و یک عدد خودکار با همون آرم (که من امروز تمومش کردم! )هدیه های ویژه جلسه بود... البته به همراه شیرینی و آبمیوه! (نوش جون همه!)

 

و اما نتیجه : دوستان عزیز وبلاگ نویس با مراجعه به وبلاگ "خبرگزاری رادیو جوان آن لاین" ثبت نام کنن ... یعنی مشخصات خودشون رو بنویسن ...

اینم از این! از عکس خبری نیست چون فقط چند دقیقه فیلم گرفتم اما دوستان دیگری مثل _مهدی نیوز – زحمتش رو کشیدن!

 

 

و اما ........... بعد از تقریبا دو ماه همراهی با "جشنواره ی قرآنی تسنیم" بالاخره به انتهاش نزدیک می شیم...

شنبه 26 آبان 1386 د رتالار بزرگ کشور (میدان فاطمی) دور هم جمع می شیم تا ... "تسنیم2" رو به خاطره های خوبمون بفرستیم....

از حالا منتظر همگی دوستان هستیم..

هیچ محدودیتی هم برای حضور وجود نداره چون همگی از طرف خدا دعوت شدیم ...پس می بینمتون!

 

 

--------------------------------------------

 از روز یکشنبه "جوونی آزاد "... ساعت ۱۷ تا ۱۹ ... قراره همه چیز نگفته بمونه تا همون روز ....فقط یادتون نره!

"جوونی آزاد " با گروه تازه نفس و پر انرژی .. (هر جور دوست دارین بخونین .... فقط با احساس! )

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 22 آبان1386ساعت 23:20 توسط انوشه |
خبر آمد خبری در راه است...

 

از قدیم گفتن " گر صبر کنی ...جلسه حلقه ی وب هم بالاخره تشکیل می شه!"  البته شاعر در بند قافیه و ردیف نبوده چون هدف متعالی تری داشته و اونم اطلاع رسانی از نوع شفاف .. شیشه ای .. و دوجداره بوده!

اینها مقدمه ای بود تا اگه الان خواستم این خبر مسرت بخش رو بدم که جلسه ی حلقه ی وبلاگ نویسان رادیو جوان به زودی تشکیل می شه تلفات ( سکته – شوکه – سکسکه! – غش و ضعف ! ) نداشته باشه!

 

17 آبان یعنی پنجشنبه ی همین هفته سر ساعت 14.30 (همون 2.5 خودمون) فرهنگسرای مدرسه منتظر حضور همه نوگلان و دلبندان وبلاگ نویسه... پس چشم انتظارش نذارید!

 

ادرس رو هم از وبلاگ فرزانه ناظری ( استاد مسلم آدرس یابی در 30 سال و اندی!) کش رفتم تا یه وقت خدای نکرده کسی بدون گم شدن و اتلاف حداقل دو روزوقت به فرهنگسرای مدرسه نرسه! (شعر شد! )  البته از اونجایی که مکان جایی حوالی سید خندانه و روبروی باشگاهی به نام پیام ( رادیو پیام نه! پیام خالی! ) و باز از همونجایی که این فرهنگسرا در داخل پارک هلال احمر قرار داره لذا از کلیه کسانی که تصمیم دارن در این جلسه شرکت کنند تقاضا می کنم نکات زیر را رعایت کنند:

 

1- از آوردن هر گونه وسیله ارتباطی از قبیل کبوتر نامه رسان – کاغذ سفید مخصوص نوشتن یواشکی – خودکار بیک بدون مغزی ! – وبلاگ!!! و ... خودداری کنند .

2- قبل از ورود هر گونه اخم و بد خلقی احتمالی را زیر پا له کنید تا در محدوده ی سید خندان اصول شادی رعایت بشه!

3- از بکار بردن واژه ی "پیام کوتاه " یا " پیامک" شدیدا پرهیز کنید چون برای اولین بار مجازید از لفظ "اس ام اس" نهایت استفاده را ببرید!!

4- آوردن هر نوع تغدیه به داخل فرهنگسرای مدرسه ممنوع اعلام می شود مگر با هماهنگی بابای مدرسه!

5- چسب زخم – گاز استریل – دوا گلی!!  - باند – وایتکس! و پنبه به همراه داشته باشید ... حتما باید دلیلی داشته باشه؟!

6- هر گونه تاخیر ( از چند ثانیه تا چند روز! ) به منزله ی "بچه ی بد بودن" تلقی می شود وجریمه نامبرده 30 عدد کلاغ پر در جمع و 50 عدد پامرغی در وسط پارک خواهد بود!

 

لازم به تذکر است که برای حضور در این جلسه داشتن یک مثقال وبلاگ و سه چارک علاقه به رادیو جوان هم کافی است ... نفس اومدن مهمه به جان ... جان.... خودتون...خودمون؟! باور کنین!

 

تهران - خیابان شریعتی - نرسیده به پل سید خندان - روبه روی باشگاه پیام  - پارک هلال احمر – فرهنگسرای مدرسه

ساعت 14.30 .... 17 آبان 1386!

 

بشتابید که غفلت موجب پشیمانی است !

+ نوشته شده در جمعه 11 آبان1386ساعت 12:43 توسط انوشه |
گزارشی از آخرین قرار شبانه!

 

از اونجایی که من همیشه برای "بدانید و آگاه باشید " شما ارزش زیادی قائلم این بار هم اومدم تا با یه گزارش مخصوص از آخرین برنامه "قرار شبانه" بگم! مثل همیشه پیشاپیش از تمام دلخور شدگان احتمالی عذرخواهی می کنم و باقی بقایتان!!

 

قرار بود 2 آبان 86 آخرین "قرار شبانه" روی آنتن بره و رسما خداحافظی کنیم اما ... از اونجایی که همیشه اتفاقی می افته که من بتونم تعریفش کنم اینبار هم افتاد! اتفاق رو گفتم بابا!!

 از شنبه رسما فضای برنامه همراه شد با مقادیر متنابهی "اشک و آه" که البته بدجوری روی روحیه عوامل اثر داشت ... تلفنها باعث شد برخی ! از عوامل دچار عذاب وجدان بشن که "چرا روحیه ی لطیف مردم رو خط خطی می کنیم؟! " اما خب همیشه هر اومدنی یه رفتنی داره...

 

روز 2 آبان یعنی همون چهارشنبه به رسم همیشگی اما کاملا متفاوت از سردبیر شنیدیم که "امشب هر کس هر متنی که دوست داره بنویسه ..." اگه بدونین شنیدن این جمله چقدر ..... چقدر...چقدر ....... می چسبه! خب البته می دونم که نمی دونین!

خلاصه اینجوری شد که مرضیه خواجه محمود از این نوشت که "در قرار شبانه هر کسی چطوری متن می نویسه؟" – که من از همین تریبون کل اظهارات در مورد خودمو تکذیب می کنم! – عطیه عسگری از این نوشت که " سر قرار حاضر شدن اهالی قرار شبانه با چه اعمال شاقه ای بوده " – مثل جاموندن بچه روی گاز ... باقی موندن از  خواب آخرین پادشاه  و ... – و من –انوشه میرمجلسی هستم!  - از این نوشتم که" سیستم برنامه سازی قرار شبانه شامل چه چیزهایی بود و اینکه چه اشیایی تشکر لازم بودن !"... و بالاخره میثم فکری سردبیر قرار شبانه از "حرفهایی نوشت که  دوست داشت گفته بشه..."

تا اینجای ماجرا همه چیز طبیعی بود ...تا اینکه ساعت به زمان قرار نزدیک می شد و ما هر کدوم یه جوری ساکت تر می شدیم! ... برای آخرین شب همگی  راهی ساختمان پخش رادیو شدیم  ..البته تعدادمون اونقدر زیاد بود که در چند بخش رفتیم تا کسی شک نکنه ما بچه های قرار شبانه ایم و خلاصه "ریا " نشه!!

برنامه که شروع شد یکی پس از دیگری به غار تنهایی فرو می رفتیم و خلاصه از اینجای ماجرا به بعد غم انگیز ناکه... اساسی!

متن هر کدوممون که خونده می شد انگار با هر جمله  و کلمه اش کاملا آشنا بودیم چون تجربه ی مشترک همه ی ما بود.. وقتی زهره هاشمی برای آخرین بار گفت "پایان قرار شبانه" کلا به پایان رسیده بودیم حالا بعضی هامون با اخم نشون می دادیم و بعضی با اشک...

میثم فکری به رسم یادبود به هر کدوممون کتابی داد با دست خطی روی صفحه ی اول تا یادمون باشه همگی "سر قرار حاضر شدیم..."

این هم گزارشی از آخرین "قرار شبانه" ...امیدوارم همیشه  برای "قرار" حاضر باشیم...

 

-------------------------------------------------------------------------------------------

 

این هفته برنامه ای در همون زمان قرار شبانه – 20.30 تا 21.30 – پخش می شه ...برنامه ای که هدفش بررسی خواسته ی شماست و اینکه دوست دارین به جای قرار شبانه چه چیزی بشنوید ... یا اینطوری بپرسم که یک برنامه اندیشه ای – معارفی  از نظر شما چطوری باشه که تا آخرش جذبتون کنه – درست مثل قرار شبانه - ؟

برای جواب دادن به این سوال می تونین هم  پیام کوتاه بدین هم زنگ بزنین..

 

 

در زمان پخش این برنامه با این شماره ها تماس بگیرین 22040000 ....22050952

یابه  شماره ی پیام کوتاه 30000881 اس ام اس بزنید!!!

 

این هفته به این سوال ها فکر کنین ... قرار نیست "اندیشه" رو رها کنین ها! منتظریم.. 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 6 آبان1386ساعت 0:28 توسط انوشه |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا