تبليغاتX
نوشتم نوشتی نوشت







نوشتم نوشتی نوشت

می نویسم ... اما تو بخوان "رادیو جوان "

رمضان ماه عزیز توست..

به نام تو برمی خیزم در طلوع امیدی که ابدی است.

سجاده ام رو به نور و وضو می گیرم با آیه های عشقت ...ثانیه ها رنگ تو می شودو پر میکشد دلم تا اوج بلندترین قله مهرت ...

اینجایم... ابتدای راه تو آغاز راهی که انتهایش تو ایستاده ای به صلابت بهشتی که وعده داده ای ...ماه توست خدای من و من مهمان کوچک تو...در دلم مهمانی کوچک امید است و صدایم سرشار از ربنا...

ربنای من پر واژه پرطنین می خواند تا به عرش تا به آسمان تا به خود تو...

که رمضان ماه عزیز توست...

 

این روزها برای باور زندگی لازم نیست راه دور بریم... زندگی همه جا جریان داره

میون تک تک قدمها...

 

التماس دعا.

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 29 شهریور1386ساعت 15:35 توسط انوشه |

ما آدمها...

ما آدمها برای خودمون حصارهای خاصی رو تعریف می کنیم چون فکر می کنیم این حصارها ما رو از خیلی چیزها حفظ می کنن...ما آدمها یاد می گیریم کم اعتماد کنیم و زیاد شک کنیم...چرا ی اینها رو خیلی از ماها نمی دونیم مثل یه رسم نانوشته از بر شدیم و بهش عادت کردیم.

حصارهامون هر روز پررنگتر می شه و دنیامون هر روز کوچکتر...

حواسمون نیست که این حصارها راه نفس کشیدنمون رو تنگ می کنه .. اونوقت هر روز دلتنگتر می شیم و هر آن افسرده تر...

ما آدمها برای تعریف خیلی از واژه ها کم می یاریم اما با تمام توان سعی می کنیم تعریفی داشته باشیم چون فکر می کنیم "تعریف می کنم پس هستم" یک اصله!! و بقیه همه فرع!

ما آدمها از انکار کردن باکی نداریم اما پای اثبات که بیاد وسط جا می زنیم ... ما آدمها به خندیدن بی دلیل دل می بندیم اما از بهانه های کوچک برای خندیدن فرار می کنیم!

از خستگی می گیم و نقاب آدمهای از همه جا گریزون رو به چهره می زنیم تا شاید ... شاید کسی پیدا شه و از روی ترحم به ما دل ببنده...

این "ما آدمها" هر کسی می تونه باشه .. حتی خود من!

دیوارها رو باید درست دید ...پس همین الان هم روی دیوار خودم می نویسم :

"با زندگی رو راست باش..نقش های نمایشی رو بذار کنار و برای تجربه لحظه به لحظه اش آماده باش ...فرار نکن از حقیقت ...دل نبند به روزهای نرسیده ... به معنای تمام واژه ها ایمان داشته باش..."

 

آهای آدمها ... کسی صداتون می زنه...

کسی منتظر شماست...

کسی مثل شما...

از جنس شما...

کسی که روی تمام کائنات اسمش حک شده...

"خدای من و تو" همین نزدیکی هاست ... نزدیکتر از تمام معیارهای زمینی فاصله...

 

"آیا بر انسان روزگارانی نگذشت که چیزی لایق ذکر هیچ نبود"

اولین آیه از سوره دهر...

 

یه کلیک کن...ضرر نمی کنی

 

تیزر تصویری جشنواره ی قرآنی تسنیم

 

 

+ نوشته شده در شنبه 24 شهریور1386ساعت 0:40 توسط انوشه |

بشتابییییییییییییید

در عصر پارینه سنگی یعنی درست وقتی که سنگ چخماق – چخماخ!! –پیشرفته ترین ابزار ارتباطی!!! بود دستگاهی بود به نام "بعدا کشف می شود!" اسمش ضایع بود اما خوب چند قرن بعد اصلاح شد! کاربرد این دستگاه از تنفس مصنوعی هم بیشتر بود و همین سبب شده بود تا جمیع کثیری به آن اعتیاد پیدا کنند...{چقدر بود بود کردم!!!!}

البته در همان عصر هم گاهی این دستگاه نایاب می شد و این از اتفاقهای خیلی طبیعی بود!

تمام این مقدمه برای این بود که بگم : بالاخره بعد از مدتی – مدید!! – به کامپیوترم رسیدم! امیدوارم شما هم به هر کسی که دوست دارید برسید! حالا چرا گل انداختی؟ جنبه داشته باش!!

از اینکه در مدت چند ماه گذشته "پست" ها دیر به دیر و سر زدنهام به وبلاگها کم به کم ! – فقط برای قرینه شدن!! - بود شرمناکم! به همین شدت!

از این پس تکرار نمی شه!

---

 

امروز 16 شهریور 86 می باشد! – غیبگویی! یک مورد! – تا پایان سال فقط جیک مدت مونده و از اونم جالبتر اینه که تا ماه رمضان سه سوت ! می دونم "تسنیم" اتمسفر همه ی وبلاگها شده اما خب اینو گفتم تا نگفته از دنیا نروم!!

در مورد تسنیم هر سوالی – سوالی – سوالی دارین به من بگین! اگه هم خیلی اورژانسیه به آدرس مرکزی تسنیم مراجعه کنید – همین بغل توی معرفی وبلاگ نوشته! – حلله؟

خب توی این مدت که من به سبک انسانهای اولیه به روز می کردم اتفاقهای زیادی افتاد مثل اینکه :

جشنواره ی تسنیم آروم آروم پا گرفت و آروم آروم و بعضا تند تند جو همه جا تسنیمی شد! البته این عالیه ها! پس شروع کنین دیگه!

یا اینکه توی این مدت من و فرزانه به این نتیجه حیاتی رسیدیم که "............." غیر قابل پخش!

خبرهای دیگه هم چون داغه امکان استفاده نداره ... پس اجالتا اینها رو داشته باشین تا بعد!

 

در ضمن از همین جا اعلام می کنم که برای شرکت در "جشنواره ی بزرگ قرآنی تسنیم 2" کافیه منوی پیشنهادی من رو بخونید – درج در همین پایین!! – و سپس در اسرع وقت به هر جایی که دوست دارین – نه هر جایی ...بلکه طبق توضیحات داده شده !!- مراجعه کنید...

دیدین می گن "بشتابید که غفلت موجب پشیمانی است؟ " خب ... گفتم دیگه!

 

 همینک نیازمند تسنیمی شدنتان هستیم...

 

------------------------------

تذکر مهم....

از دوستان وبلاگ نویس که در زمینه "تسنیم ۲" فعالیت دارند تقاضا می کنم آدرس وبلاگهای خودشون رو برام بنویسن و البته شماره ی تماس! - نظر خصوصی - ان شا الله در برنامه "نشانی" در بخش معرفی وبلاگ از این وبلاگها استفاده می شه... منتظرم!

+ نوشته شده در یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 0:41 توسط انوشه |

منوي پيشنهادي

بعد از مدتها یه کافی نت پیدا کردم و دارم به دلم صفا ميدم!!! معنی این جمله رو هیچ کس جز خودم نمی فهمه ... پس زور نزنید!

با تاخیر ۲۰ ساعته روز جوان را به همه کسایی که هنوز ادعای جوونی می کنن تبریک می گم! چرا گفتم هنوز ؟ چون ادعای جوونی کردن این روزها مثل ادعای داشتن اکسر جوانیه! به همین مرتبطی!! البته مي دونم كه ديروز از ۶ صبح تا ۱۲ شب دوستانم ۶۶۶۶۶۸۸۸۵۵۹۲۳ بار روز جوان رو بهتون تبريك گفتن و حكما تا حالا رودل كردين و اگه هم رودل نكرده باشين حتما كهير زدين! اينه ديگه! شبكه راديويي جوان باشه و روز جوان باشه و ما به شما كه اتفاقي  - اتفاقي!! - جوانيد هديه نديم؟! خواهش مي كنم تشويق نكنين ... خواهش مي كنم! آقا يكي به ما دستمال كاغذي بده! زود.... زود... اورژانسيه!

پیشاپیش هم "نیمه شعبان" رو به همه تبریک می گم ... این روز برای من خیلی خیلی مقدسه و خیلی عزیزه و به همین خاطر از حالا این نوید رو می دم که این هفته آیتم "آوای دلتنگی" در برنامه "یک سبد ترانه " خیلی خاص می شه! از حالا خودمو آماده کردم ... اين بار عزيزترين "آواي دلتنگي"ام  رو زمزمه مي كنم...

این روزها دنیام پر از واژه است .. با نوشتن برای "قرارشبانه" آروم می شم و  با نوشتن برای "یک سبد ترانه" دلتنگی هامو از یاد می برم.. نشونی هم که خدای انرژی!... خوبه ... یعنی بهتره بگم عالیه! این رو از خدا دارم و به شدت بهش مدیونم!  

می دونم این روزها و این اعیاد حسابی فضای وبلاگها رو پر کرده اما دوست دارم بگم از حالا به استقبال "تسنیم" بریم... اگه بدونین چقدر دلم برای شنیدن صدای "ربنا .." تنگ شده ...اونم کنار سفره ی افطاری که پر از عشق و محبت...

برای شرکت در طرح بزرگ "تسنیم ۲" کافیه :

۱- وضو بگیری!

۲-قرآنت رو باز کنی

۳- سوره ی مبارکه "دهر" رو بیاری و شروع کنی به خوندن

۴- در تفکر مستغرق بشی همی!! این همی اش خیلی مهمه ها!!

۵- از شدت غرق شدن ایده ی ناب بیاد به ذهنت ..مثل داستاني بر اساس این سوره - حتی یه آیه هم کافیه! ببین ما چقدر خوبیم!! - شعر ...ترانه...طنز..نقاشی و هزار تا ژانگولر ابتکاری دیگه! اینم یه دلیل دیگه که ما ماهیییم!

۶- بعد از این مراحل می ری سراغ وسایل ارتباط جمعی و انفرادی حتی! میل - نامه - تلفن و یا اس ام اس سابق "پیامک" جدید!!

۷- این خان هفتم هم به سرعت عملت بستگی داره! می تونی همین امروز شروع کنی ...می تونی تا ۲۸ رمضان صبر کنی! فقط یادت نره که تا عید فطر بیشتر وقت نداری! ۱ دقیقه که از عید گذشت کلا تعطیل می کنیم و کرکره رو می کشیم پایین!! حالا هی بیا در بزن و التماس کن!!

---- برای اطلاع بیشتر می تونید یه سری به اینجا بزنید...اقتدار در مديريت وبلاگ يعني همين!

http://www.tasnimcenter.blogfa.com/

يا گوشي تلفن رو بگيري دستت و ۰۲۱-۲۲۱۶۷۷۸۳ رو بگيري... فقط فووووت نكن كه شناسايي مي شي در سه سوت!

آخيش سبك شدم! چقدر حرف داشتم!!

از اينكه هم چنان به اين فكر مي كني كه "ول كن بابا ... تو هم حال داري!" اصلا مشعوف نيستيم بلكه برعكس مغموميم!! اين چه وضعيه!! به فكر خودت نيستي به فكر جايزه ها باش كه چشم انتظارتن! اصلا مادي هم فكر نكن ...به اين فكر كن كه كنار هم تا كجاهاي آسمون پر مي كشيم؟! حتي فكرشم هيجان زده ام مي كنه!

ممنون كه هنوز داري به خوندن ادامه مي دي!

تا بعد...

+ نوشته شده در یکشنبه 4 شهریور1386ساعت 19:53 توسط انوشه |

تسنیم

به تو می اندیشم و واژه هایم عطر تو را می گیرد... از من تا تو فاصله آیه هایی است که قداست عشق را معنا می کند... بی تابم برای تکرار آیه هایت ...

بی قرارم برای بودن در صحن حضورت..نیت کردم به نور و به عشق که مرا صدا کنی..

نیت کرده ام تا صدایم کنی به خانه ات ..دلتنگ لبیک گفتن و در آرزوی طوافی به دور کعبه ی مهرت...

می دانم صدایم را خواهی شنید .. می دانم صدایم می کنی...

از خواستن تا توانستن فاصله اراده ی توست...

اینجا ابتدای بندگی است...

---------

http://www.tasnimcenter.blogfa.com/ چشم انتظاریم.

+ نوشته شده در شنبه 3 شهریور1386ساعت 11:43 توسط انوشه |