تبليغاتX
نوشتم نوشتی نوشت
نوشتم نوشتی نوشت
می نویسم ... اما تو بخوان "رادیو جوان "
موجیسم هشتم!!

تیزر ابتدای برنامه     "هنرنمایی پت و مت با موسیقی!!"

 

سلام به چشمای منتظر!

همین اول کار یه عذرخواهی کنم از تمام کسانی که به خاطر تاخیر یک روزه ی من در ارسال امواج این برنامه دچار مارگزیدگی حاد با سس اضافه شدند و از اونم بدتر پلیپ بینیشون ترکید و حالا بی نفس شدن! راحت! این تاخیر یک روزه تنها به این دلایل بود... اول اینکه به شدت جوگیر شدم و با جسارت خاصی کافی نت سر راهمو تحریم کردم تا یاد بگیره سرعتش رو ببره بالا! مردم که مچل نیستن! دوم اینکه دو روزی راهی ولایت  شدم و الانم در ولایت به سر می برم! جای همگی خالی! اینم صداقت محوری !

موضوع تابلوی این هفته "جهنمه!"

یه ترانه بشنوید تا برگردم!

 

موسیقی : به دلیل پاره ای مسایل فقط سنتی می ریم! اصرار نکنید لطفا..

"تو ای پری کجایی .... که رخ نمی نمایی ... از آن بهشت پنهان ... " 

حالا پری کیه و ما اینجا چه کاره ایم بماند!

 

داشتم می گفتم که موضوع "جهنمه"!! خب البته جای خوبی نیست اما موضوع خوبیه!

چرا؟ چون کتک خورش ملسه و می تونی توی سه سوت – شایدم کمتر!! – هر کسی رو که دوست داری راهی اش کنی ... اونم بی دغدغه و حتی بدون توجه به مقدار سهمیه بنز.... – بوووووق! – پس اینجوری می شه که از صبح تا شب مسیر جهنم –راه آهن–ونک (مسیر گرد فرض شده!!) رو هزار بار می ری و می یای!!

در وصف جهنم می شه بسیار سرود! وصف منفی ها! مثلا اینکه من مجبورم هفته ای هشت روز و هر روز 4 وعده"فرزانه" اونم از نوع ناظری! ببینم و هی لبخند دلنواز تحویلش بدم خودش مصداق "گر به جهنم می روی مردانه رو" است!!!

 

پیام بازرگانی : تایمرمون رو اجاره دادیم تا روزشمار برج میلاد بشه!!

اگه هنوزم نگران خرابکاری نوزادتی باید بگم که دیگه تموم شد! با .... ریز خرابکاری هاش درز نمی کنه!!

پایان پیام بازرگانی ....

 

آنونس شبکه:

آوای مهرتان آوای آشنا ... شبکه جوان شبکه شما!!!

 

خب می فرمودم!

داشتم از مصایب جهنم و مسیرش می گفتم... مدتها بود داشتم فکر می کردم چه چیزی آدمها رو مجبور می کنه راهی جهنم بشن اونم وقتی که بهشت سر راهشونه! – هر تمثیل و نمادی را در این جملات پذیرایی ام! – کلی فسفر سوزوندم اما نتیجه غیرقابل پخشه!

 

کارشناس امروزمون براتون بیشتر می گه..

- راستش من خودم هم به جهنم زیاد فکر می کنم مخصوصا وقتی که سر ظهر توی آفتاب کشنده ی مرداد راه می رم و توی هدفون گوشی ام یه خانم محترمی از مزایای زیرآفتاب موندن می گه دلم می خواد "برم جهنم!" تا از اونجا اس ام اس بدم که " سلام به زیرآفتابی ها! من الان خود جهنمم .. توی جهنم هم زیر آفتاب بودن می چسبه... یه سوال داشتم .. اون دوتا امروز متن برنامه رو نوشتن؟! جان من بگین تا خودمو تحویل عزرائیل بدم! پت و مت اونجان؟"

- بعله! کارشناسمون یهو بی دلیل لال شد! ادامه برنامه رو گوش کنید...

 

تماس تلفنی داریم با یکی از شنوندگان محترم برنامه:

-علو پت و مت بفرمائید؟

- سلام پت ومت عزیز!

- بفرمائید

-من داشتم یه کتابی می خوندم احساس کردم قلم شماست. گفتم زنگ بزنم بپرسم شما نوشتید؟

-چه کتابی؟

-روشهای چیدمان گیاهان دریایی با درآمدی بالاومزایای مکفی! در مجاورت کویر با عکسهای تمام رنگی!

-بوووووووووووووووووووووووق! – از ذکر ادامه گفتگو معذوریم اما مامور نیستیم!

 

خب برای این موجیسم بسه! تا موج بعدی

 

خاطرات و خطرات پت و مت:

از اونجایی که ما خیلی روی اصل ورزشکاری تاکید داریم همیشه از آسانسور استفاده می کنیم حتی اگه فاصله از طبقه اول باشه تا دوم! روزی روزگاری من و فرزانه سوار بر آسانسور شدیم – طبقه دوم ساختمان شهدای رادیو – و می خواستیم  بریم طبقه ی اول!! اما از بس روزگار با ما سر سازگاری داره همیشه کل طبقات رو میگرده تا اخرش به طبقه ای برسه که ما می خوایم!! خلاصه تا طبقه شش رفتیم بالا و همین طور بر تعداد افراد افزوده شد تا جایی که آخرین نفر!! – نفر! – جاروی برقی یکی از نظافتچیان بود ! و رسما آسانسور پر شد! رسیدیم به طبقه اول و من و فرزانه هم انتهایی ترین نقطه ی قابل تصور ایستاده بودیم! من به سبک انسانهای اولیه با صدایی به شدت خراش!! – گوش و چشم و غیره! – التماس می کردم که "مرسی ما پیاده می شیم!!" و همین طور که می گفتم صدای خنده های معروف فرزانه رو میشنیدم که موسیقی متن شده بود!! کل افراد به ما دو نفر عتیقه! چشم دوخته بودن و من و فرزانه هم در حالی که شونه هامون از شدت خنده موج مکزیکی می زد تقلا می کردیم تا خودمون رو بکشیم بیرون!!  هنوزم نفهمیدم که من دقیقا اون لحظه از کی "تشکر" کردم و به کی گفتم که "پیاده می شیم!" ... آسانسور ها به هیچ وجه زرد یا سبز نیستن و هر نوع تشابهی با تاکسی مردود اعلام می شود.. حالا پیدا کنید پرتقال فروش را!!

 

جمله ی آخرم رو بگم و برم...

"مرا با برکه ام بگذار ... دریا ارمغان تو.."

 

تا موجیسم بعدی که دوشنبه راهی آنتن بشه خداحافظ...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت 15:16 توسط انوشه |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا