تبليغاتX
نوشتم نوشتی نوشت







نوشتم نوشتی نوشت

می نویسم ... اما تو بخوان "رادیو جوان "

پت و مت بین المللی می شوند!!

فاطمه جعفریزاده که از بچه های وبلاگ نویس رادیویی است و از یزد به تهران اومده بود در یک اقدام جالب تصمیم گرفت ما  - پت و مت رو می گم دیگه!! - ببینه! ما هم که اصل فروتن!!

محل قرار تجریش گذاشته شد و برای تنوع -سر راه!! - میدون ولیعصر همدیگر و دیدیم!! از اونجایی که من و فرزانه در جهت خودزنی!! خودمون رو پت و مت معرفی کردیم مجبور شدیم این ذلت رو تا آخر به جون بخریم!! خدا نصیب نکنه!

دیدار ملاقات دیپلماتیک ما در نهایت خونسردی برگزار شد! چرا خونسردی؟ چون باز هم بحث شیرین "آفیش شدن" در کار بود و ریزش مو و چین و چروک صورتی که عضو ثابت این مراسم" هست! می باشد و امیدوارم نخواهد بود!!!"

دستش - دست فاطمه ! - رو گرفتیم و بردیمش ساختمون پخش تا "رادیو " ببینه! البته از اونجایی که چوب خط ما پر شده بود سعی کردیم زیاد توی چشم نباشیم اما عمرا با ابعاد موجود امکان نداشت!! خلاصه یکساعت و نیم "پارازیت" رو نگاه کرد و مدام راه رفت و آمد "صادق داوری فر" رو سد کرد و ما - من و فرزانه - تلاش می کردیم وانمود کنیم تقصیر ما نیست!! گفتم وانمود!

مقداری پیاده روی اجباری هم به خورد مهمونمون دادیم تا بفهمه سازمان چقدر بزرگه ! و جالبتر اینکه عمق شیفتگی اش تا حدی بود که اصلا احساس نکرد!

بازدید ازتمام آبخوری ها در دستور کارمون بود و فاطمه با شفقت دنبالمون می یومد! اصلا هم منتظر نباشید بگم چقدر پت و مت بازی در آوردیم و خندیدیم چون اینها مربوط به بخش "خاطرات پت و مت " می شه نه اینجا!!

ناهار هم ندادیم و بچه ی مردم رو با حالی نذار و معده ای تهی راهی خونه اش کردیم فقط جهت "تنبیه"!!

در پایان از کلیه کسانی که قصد رویت ما و باقی دوستان - بقایتان!! - را دارند تقاضا می کنیم تنها با در دست داشتن مدارک زیر و با رعایت نوبت - مردونه و زنونه جداست ها! - بیان جلو!

*فتوکپی از ضمایم شناسنامه

*رضایتنامه کتبی و محضری از اولیا با قید "عدم شکایت در صورت گم شدن اطفال دلبندشان"!!!

*دستمال جهت پاک کردن اشک و آه و عرق!

*مقدار متنابهی آب معدنی تا پت و مت شارژ شوند! از پذیرفتن رانی و غیره هم مشعوف می شیم!

* چند وجب صبر و تحمل که صرف درک کردن عقاید کاملا منطقی پت و مت می شود!

*کفش اسپرت برای پیاده روی دور تا دور سازمان!

منتظر مدارک شما هستم!

-----خاطرات پت و مت :

چون فاطمه هیچ جایی رو بلد نبود من و فرزانه هم ... بعله! سوار مینی بوس داخلی شدیم تا بریم پخش و حدود یکساعت دور تا دور سازمان چرخوندیمش و عمرا بروز ندادیم که پیاده سه سوته می رسیدیم! بد هم نبود نفسی تازه کردیم و باز در خلقت خودمون غرق شدیم! با نیشهای کش اومده و دلی شاد راهی پخش شدیم و همون دم در گفتن "آفیش ندارین که!!" ... و در این لحظه بود که فهمیدیم این کارها عاقبت نداره! فاطمه حلال کن!

*** از باقلوای شیرین و خوشمزه ات هم بینهایت ممنون! جدی بود!

+ نوشته شده در یکشنبه 24 تیر1386ساعت 12:35 توسط انوشه |

موجیسم دوم!

ریتم آغاز برنامه ....

"پت و مت در رادیو جوان!"

سلام! امیدوارم گلهای عمرتون مثل بهارنارنج نارنجی و مثل شکوفه عسلی باشه عزیزان همراه!- به سبک برخی برنامه های معلوم الحال بخوانید !! -  با برنامه امروز در خدمتتون هستیم!

زیر آب !!

منظور از این کلمه مفلوک مطمئنا عمق ۲ متری استخر خانه ی پدری شما نیست! حکما شیوه قتل هنرپیشه فیلم عشقولانه ی هندی مورد علاقه ی شما هم نیست!!

این فقط عنوان  برنامه این هفته بوده و همکارم در روز دوشنبه در عملیات محیرالعقولی براتون در موردش حرفها زد!

این برنامه با درفشانی "پت و مت " که اصولا هیچ کار منطبق بر خط مستقیم عقل رو داخل آدم حساب نمی یارن! اجرا می شه پس منتظر هیچ اصل و فرع عقلانی نباشید ... برای اثبات این ادعا جمله ای از پت و مت بدون ذکر گوینده آن آورده می شود تا بدانید و آگاه باشید اینجا چه خبره!

"ما قراره در جهت خلاف آب شنا کنیم!!"

آرم پیام بازرگانی  - ۲ دقیقه و ۳۰ ثانیه و ۲۰ صدم ثانیه ...

شامپو خیلی ملایم بووووووق ! یادتون باشه حتی یه مو از سرتون نباید کم بشه!  شامپو خیلی ملایم بووووووووق!!

- در صورت دریافت پورسانت مکفی بوووووووق اصلاح می شود!

آرم پایان پیام بازرگانی!! 

زیر آبی : اگر فرهنگ عمید رو باز کنید و در سر برگ "ف" دنبال این واژه بگردید به این عبارت برمی خورید " نو ریسپانس تو پیجینگ!!"

ولی اگر در سربرگ "س" بگردید مطمئن باشید به هدفتون می رسید ..." از اول سیر آبی بوده و به مرور زمان و در پی فرسایش بی رویه خاک - کار خیلی بدیه! - تبدیل به زیر آبی شده!  .. نوعی حرکت شنیع شنا ... یکی از جهات فرعی جغرافیایی ... گونه ی لطیف اسب آبی با صدای زیر!! "

در این رابطه با کارشناس مسایل جنوب آفریقا - جردن - در باره "زیر آبی" صحبت کردیم .

- سلام آقای کارشناس

-سلام پت ؟ سلام مت؟ شما ؟

- این فض... ها به شما نیومده! شما فعلا ۳۰ ثانیه فرصت داری - یعنی تا وقتی من تا ۴۰ بشمرم - در مورد اون واژه برامون حرف بزنی تا بعد به حساب کتابت رسیدگی کنیم!!

- بگم؟

- بگو .. یک .. دو ... سه ...

- اول اینو بگم که من از روزی که با پت و مت آشنا شدم فهمیدم که این دو تا طفل معصوم اصلا نمی دونن زیر آبی چیه!! چون مدام زیر آب همو می زدن و مدام برای هم با افتخار و با رعایت ماکزیمم کشیدگی لپ تا بناگوش تعریف می کردن!

- سی و نه ... چهل! تموم شد! گوشی رو قطع کنید روش!

- نه یه جمله بگم!

- قطع کن ! تا یاد بگیره پر حرفی نکنه!

موسیقی :

قدح رو سر کنید         آآآآآ ی قدح رو سر کنید!

شب را سحر کنید     غم دنیا را از سر بدر کنید!!!    .. - خجالت نمی کشی ! نه می خوام بدونم خجالت نمی کشی ضرب گرفتی روی میز!؟! واقعا که!

 در زمینه زیرآبی هر چقدر  پت و مت تلاش کردن از دوستان رادیو جوانی نکته ای بگیرند متاسفانه موفق نشدند چون تنها واژه ای که در دایره واژگان رادیو جوان موجود نیست همین "زیرآبی" رفتنه! متاسفانه!

خب عزیزان دلبند همراه !! - با همون لحن معروف!- از اینکه تا این لحظه همراه برنامه ما بودی ممنون و موتوشکریم!! امیدواریم تلاش من و همکارانم در این برنامه بلاتکلیف پادر هوا!! مورد توجه شما قرار گرفته باشه عزیزان همراه!!

آنچه در هفته ی آینده می خوانید :

*مصاحبه با مردی که همه ی ما بارها صداشو شنیدیم ... مصاحبه از نوع کاملا متفاوت.

*گفتگوی چالشی - ؟! - با گوینده ی محبوب شما

*گزارشاتی از پشت صحنه پخش رادیو جوان!

*موضوع کاملا جنجالی - ؟! - که امیدوارم با برنامه ی ما پرونده اش برای همیشه بسته بشه! - اعتماد به نفس بادکنکی!!

بخش پایانی برنامه  - :       خاطرات پت و مت در رادیو جوان!

روز - داخل اتوبوس! - نزدیکای جام جم!

من و فرزانه ته ته اتوبوس نشستیم و با شیوه ی پت و متی در مورد تمام زیر و بم مغزی مون حرف می زنیم اونم نه با صدای آروم بلکه به سبک شیون!!! موضوع به آفیش شدن می رسه و ما داغ دلمون تازه می شه! همین طور که داشتیم از مزایای آفیش شدن و تاثیرش بر سلامتی و عمر طولانی حرف می زدیم به ناگاه!!! خانمی که جلوی ما نشسته بود برگشت و با غضب عطوفت ناکی به ما نگاه کرد - همون زل زد!! - چند ثانیه من و فرزانه دیسکانکت شدیم و رفتیم روی ویبره! - برای تنوع فقط!! - اتوبوس که به ایستگاه  رسید میخواست پیاده شه اما  تا لحظه ی آخر هم کلید -  دابل کلیک!! شاید!  - کرده بود  روی ما و ما هم مثل دو تا ابله آبرومند! خفه خون گرفته بودیم! در این لحظه بود که به فرزانه گفتم "غضنفر شناسایی شدیم!"

  برای پیشنهاد دادن موضوع دلخواهتان به راحتی می توانید کامنت بگذارید .. رعایت نوبت الزامی است و از پذیرفتن برگه ی استعلاجی و استحقاقی معذوریم به شدت!!

تمام!

+ نوشته شده در چهارشنبه 20 تیر1386ساعت 10:18 توسط انوشه |

تیزر تبلیغاتی برای یک بمب ساعتی!

                               بیل گیتس : من به اینها افتخار می کنم!

یک - دو - سه !

تیزر کاملا تبلیغاتی

"پت و مت در رادیو جوان"!

---- آشنایی با واژگان مورد نیاز برای درک بهتر برنامه :

۱- سلام : معنای دقیقی از این واژه در دست نیست!

۲- پت : یکی از دو شخصیت متشخصی که این برنامه روی ستون فقرات اونها بنا شده!

۳- مت : اون یکی شخصیت!

۴- آیتم :  توهمی از "بابا کارتون درسته!"

۵ - موضوع : برنامه رو باهاش پر می کنیم ... !

----- آنچه در این برنامه می بینید - می شنوید - می خوانید - هیچ کدام!

۱- متون طنازی که به قلم ما نوشته می شود . طناز در این جا به معانی مختلفی به کار می رود!

۲- مصاحبه های تنوری با رادیو جوانی ها که البته تاکید می کنیم "مصاحبه های پت و مت با رادیو جوانی ها" شعبه دیگری ندارد!

۳- گزارشات لحظه به لحظه که با پیک بادپا ! به صفحات شبکه جهانی اینترنت می رسد ! تکنولوژی که می گن همینه!

۴- عملیات حفاری تونل زیرزمینی جهت سهل الوصول کردن ورود به ...!

۵-پخش آگهی تبلیغاتی با صدای آشنای بعضی ها!

۶- نمایش گوشه هایی از اسکار - نوبل - آزادی و برج میلاد!!

۷-عملیات بالانس بدل کاران در آتش برای تنوع!  

۸- مسابق دو و میدانی در مسیر جام جم - اینجا!!!

۹- و دیگر ...!

-------روال برنامه :

روزهای دوشنبه و چهارشنبه برنامه زنده ومستقیم پخش می شود ...۲۴ ساعته و اکازیون!

------سردبیر ها:

دوشنبه ها فرزانه ناظری در شنیده می شوید ...

چهارشنبه ها انوشه میرمجلسی در آنجا تهران است ...رادیو جوان! (همین جا دیگه!)

----گوینده ها :

پت و مت

--------ساعت پخش برنامه :

۶.۵ صبح الی ۲۴ شب ...تمام وقت!

--------موج برنامه :

صفحه ی پنجم - خط سوم از نوار مغزی پت ومت !!

روی موج ما باشید!

ورود با هر شرایطی آزاد است حتی با دمپایی!

-----محدوده سنی مجاز :

۲ روز و سه ساعت تا ۱۵۰ سال و ۲ ماه و نه دقیقه!

-------حق عضویت:

گذاشتن کامنت اجباری است ! کاری نکنین تهدید کنیم! خب؟!

-------کاملا جدی:

به شما اجازه داده می شود که با گذاشتن یک کامنت برای پت و مت - هر دو نفر - موضوع دلخواه خود را پیشنهاد کنید تا در جلسه فوق سری مورد بحث قرار گرفته و عملی شود!

-------مسابقه :

سوال مسابقه مخفی است ...با جوابهاتون آشکارش کنین! اولین حدس درست سه عدد کف گرگی مجانی هدیه می گیرد!

-----قرارداد :

 از انتقاد - تعریف  و تمجید شما استقبال می شود به شرط چاقو!!

این آخر تیزر تبلیغاتی ماست!!!

+ نوشته شده در جمعه 15 تیر1386ساعت 20:6 توسط انوشه |

انوشه : صد تومن بده!

دورنمای رادیو جوان یا بیا فالت بگیرم!! – به ضم راء -!

سوال حیاتی: 40 سال بعد چی میشه یا چشم اندازی بر آینده..

کنفوسیوس خودمون می گه :" انوشه از اون دست آدمهاییه که با آینده نگری به دوردستها نگاه می کنن..از این دست آدمها توی دنیا فقط سه تا داریم یکی اش خودمم/اون یکی انوشه است و دیگری هنوز به دنیا نیومده!"

پس همین جمله کافیه تا به صلاحیت آینده نگری من ایمان بیارید!

از این که مجبورید دقایقی چند با واقعیت تلخ "گذر عمر" کنار بیاین اصلا شرمنده نیستم چون این به بی جنبگی خودتون ربط داره!

در سال 1426 هجری شمسی چه بلایی سر برنامه های رادیو جوان اومده:

 برنامه ای به اسم "آسکاریس" شنبه تا چهارشنبه از 10:02:55 تا 11:33:02 صبح پخش می شه که هر نیم ساعت گوینده اش عوض می شه تا تنوع داشته باشه!

برنامه ای با نام وزین "هفتاد سال ترانه" با اجرای پدربزرگ پیشکسوت استادپورمحمودی داریم که از ترانه های سالهای دور پر می شه ترانه هایی مثل : دنیا دیگه مثل تو نداره! / می کشمت! / خوش به حالت کبوتر!! / محله ی بنده نواز!....

به دلیل به روز بودن شدید برنامه فقط رنج سنی 70 سال تا 71 سال و دو ماه شنونده این برنامه هستن!

برنامه ی "یوگی و دوستان" به یاد برنامه "هفت شنبه" فعلی پخش می شه که حدود 25 نفربه طور ثابت گوینده این برنامه هستن و در هر برنامه 13 نفر مهمان دارن! و یکی از مسابقه های مهیج اش اینه : "اگه گفتین این صدای کیه؟!" و هر هشته – اون موقع دیگه هفته نداریم!!- به 100 نفر جایزه میدن اونم چه جایزه ای؟! یه فی بی نی  – ورژن اون موقع دی وی دی!! – از پشت صحنه برنامه!!

برنامه فوق رمانتیک " گلهای یک میلیون و دویست و پنجاه هزارو نه!" به جای "یک سبد ترانه" پخش می شه ولی دیگه از پورمحمودی شلوغ خبری نیست و به جاش با استاد پورمحمودی طرفی که به سختی اسم برنامه رو حفظ می کنه! البته خودمون هم وضع بهتری نداریم! شک نکنین و نیشهاتونو ببندین بی زحمت!

"سالمند به وقت طراوت" برنامه ای "سیاسی – اجتماعی" است که توش به شدت "عدالت" رعایت می شه و با اجرای پیشکسوت فاطمه صداقتی جاش رو توی دل همه ی ما باز کرده! –ما یعنی سالمندان عزیز اون موقع!- هم چنان شیوه بوق استفاده می شه و هنوز از همه ی عالم تشکر می کنن! کلاغ پتی آباد مرده اما نبیره اش نقش اوله!

یه آیتم جدید هم داریم که از فیلم "روز فرشته" گرفته شده "ساعت هفت و دو دقیقه!.... من جن خامم!..."

بقیه برنامه ها هم به همین ترتیب رشد می کنن و ما هم چنان مثل کنه چسبیدیم به رادیو تا شاید این آخر عمری حاجتمون رو بده!

از بچه های وبلاگی هم اینها قابل رویت هستن:

پیام هم چنان اصرار داره "مشکی رنگه عشقه!" و هم چنان توی وبلاگ "یه شنونده" کامنتهای سوزان می ذاره!

فرزانه ناظری که توی تور مسافرتی نقش لیدر رو ایفا می کنه و با 40 نفر راه می یوفته و با 2 نفر – با شمارش خودش! – برمی گرده!!

شیوا شوق هم چنان پل ارتباطی "هفتاد سال ترانه" است ولی از نوع پل خشتی!

و تمام بچه های لینکدونی این بغل!! ....و هوارتا آدم دیگه هم هنوز پا به پای هم دنبال رادیو می یان! حتی اگه شده با واکر!

و اما خودم! بنده در اون زمان به کتابخونه ام نیم نگاهی می اندازم و جایزه هامو می شمرم! جایزه نوبل ام هم توی دستمه! البته عمرا اگه بگم چه سمتی توی رادیو دارم چون اونوقت از حالا عریضه ها تونو می فرستین!!

از بچه های رادیو:

نیما رئیسی اینقدر در خوش قولی برجسته شده که ساعت گرینویچ رو با فیبر نوری به ساعت مچی اش متصل می کنن تا مردم دنیا ادب شن!

سعید پورمحمودی به خاطر تعداد کامنتهاش موفق شد مایکروسافت رو از گیتس – بیلشون!- بخره !

فرشید منافی هم دست از سر تعداد دخترهای دم بخت ورداشته و توی برنامه هاش از تعداد ازدواج های موفق در کهنسالی حرف می زنه!

 فاطمه صداقتی موفق می شه  در تمام زبانها و گویشها و لهجه های ایرانی مدرک تافل بگیره!..."ای جااان!"

بنفشه رافعی هم با بروبچ سه شنبه خط خطی فعلی مشغول هاشور کشیدنه...

از سرنوشت دقیق سردبیرهای رادیو اطلاع دقیقی در دست نیست اما آقای استاداحمد هنوز هم بر "حلال" بودن یه نظر پافشاری می کنه...به شدت!

----صد تومن بده تا فالت بگم!! – به ضم گاف!!

با دریافت مبلغ ذکر شده کلیه پیشگویی های دلخواه شما را ردیف می کنیم ...پیشگویی ازدواج - طلاق -خرید ماشین -منزل - اهل بیت!! - لوازم برقی! - نون خشک! - خریداریییییییییم!!

خب حالا از خواب خرگوشی بیاین بیرون ! الان سال 1386 و 7 تیرماهه...

امیدوارم سفر خوبی بوده باشه!

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 تیر1386ساعت 23:57 توسط انوشه |

زیر آفتاب

در مزایای آفتاب از قرون دور زیاد شنیدیم! و اینم خوب می دونیم که عوارض وخیم تابش آفتاب بر ملاج! چیه! خب...حالا این دو مطلب رو در هم ضرب می کنیم و نتیجه می گیریم که "زیر آفتاب" برنامه ایه که گوش دادنش عوارض وخیمی بر ملاج داره!

اولی اش اینه که یاد می گیری در اوج گرما ... وقتی مثل تخم مرغ عسلی آماده ی کبابی شدنی یه کم صبور باشی و به ندای طبیعت گوش بدی که اینجا ندای طبیعت همون صدای "فرشید منافی" می باشد!!

دومی اش اینه که وقتی توی صف تاکسی یا اتوبوس یا مینی بوس! یا قاطر و الاغ و اسب و ماکسیما و ...ایستادی با شنیدن آهنگهای قلقلک آور "زیر آفتاب" با نوک انگشت ضرب می گیری و اگه یه کم این شرایط دردآور ادامه پیدا کنه ممکنه کار دست خودت بدی و شروع کنی به حرکات موزون و ناموزون! چیزی از حرکات موزون آفریقایی ها شنیدی؟!! این "رادیو جوانیشونه"!!!

سومی اش که از همه مهمتره : با کمک کارشناسان محترم همیشه حاضر!! روی افرادی که "زیر آفتاب" گوش می دن آزمایشی انجام شد که نشون می داد اونهایی که "زیر آفتاب" گوش نمی دن 2 درصد چاق تر از افرادی هستن که گوش می دن و رنگ چشماشون 3 درصد روشن تر از اونهایی است که گوش می دن –حتی رنگ چشم لنگه به لنگه می شه!!!- البته این تحقیق بخشهای گریه آور دیگه ای هم داره ...مثلا: پسرهایی که "زیرآفتاب" گوش می دن 2 سال و 3 ماه و 32 روز!!! زودتر همسر ایده ال خود را پیدا می کنن!!! و دخترهایی که گوش می دن دو عدد وانت پر از خواستگارهای رنگارنگ بیشتر از اونهایی دارن که گوش نمی دن! و البته در میزان مرغوبیت جهیزیه این افراد تحقیق ادامه داره!!

این کارشناسان محترم که اصولا عادت دارن ناشناس بمونن اصرار داشتن که اسمشون رو نگم منم از ذکر دقیق نام و نام خانوادگی اونها پرهیز می کنم و فقط به اطلاعات زیر بسنده می کنم:

1- شماره شناسنامه 091211112222   قد  123.5

2- شماره کفش 78    وزن 12.5 کیلو

3- رنگ چشم :"میشی! –ناز بشی!"

4- محل تولد : کوره سنگکی

5-تو رو خدا نگو!

 

"فرشید منافی" که بعد از یکماه و چند روز صداش از رادیو جوان شنیده می شه باعث از بین رفتن 13 نفر و غش کردن مقدار متنابهی دل نازک شده ولی اینها همگی دال بر محبوبیت است! خودش همین دیروز گفت "من پدیده ام از نوع عدیده!!!"  این خودشناسی جای بحث داره؟! آیا؟

با شنیدن "زیرآفتاب" می تونین از دست تمام بیماریهای لاعلاج و باعلاج راحت شین و تمام چکهاتون پاس می شه و توی همون نیم ساعت ناقابل! اصول درست زندگی کردن رو یاد می گیرین ...مثلا یاد می گیرین که اگه رفتین سینما وسط فیلم بلند شین و فحش بدین!(نقل از افشین حسین خانی) – تغییر کاربری سینما به استادیوم آزادی!-  مشکلات خانوادگی مثل طلاق کاملا حل می شه و از همه مهمتر اجاره خونه ها پایین می یاد و حقوق ها بالا می ره –منم کار پیدا می کنم!! – آلودگی تبدیل به یه خاطره می شه و ترافیک جوک عصرگاهی قشنگی می شه تا توی تاکسی از بیکاری روی شونه ی بغلی خوابمون نبره!!

اگه هنوز منتظرین ادامه بدم و از تاثیرات این برنامه "موسیقی محور" –نقل از دکتر گیل آبادی - نیم ساعته بگم باید بگم گلاب به روتون خیلی سرخوشین! دلتون شاد!!

این همه گفتم تا بگم 12.5 تا 1 ظهر هر جایی که هستین "رادیوجوان" گوش بدین ... "زیرآفتاب" خنکتون می کنه! سرخوش!

 

 

 ---- خبرنامه : برای اطلاع از به روز و به شب شدن این وبلاگ عضو خبرنامه بشین! باور کنین مجانیه!

+ نوشته شده در دوشنبه 4 تیر1386ساعت 9:20 توسط انوشه |

کوچولوی تازه وارد!

این پست به معرفی یه وبلاگ کوچولو اختصاص داره فقط!! پس لطفا منتظر شوخی های مرسوم و معمول و محدود نباشین!

این وبلاگ "دلی" خودمه و به شدت دوستش دارم چون بعد از مدتها جایی شده برای دل نوشته هام.

اینو گفتم تا دوستای خوبم اگه دوست داشتن یه سری بهش بزنن...همین!

حدیثی که اش نمی خوانی برآن دیگر...

 

+ نوشته شده در یکشنبه 3 تیر1386ساعت 21:5 توسط انوشه |