تبليغاتX
نوشتم نوشتی نوشت
نوشتم نوشتی نوشت
می نویسم ... اما تو بخوان "رادیو جوان "
همه چیز در سه دقیقه!
گزارشی کاملا جنجالی از ورود کاملا قانونی به رادیو! یا آموزش گام به گام ورود به رادیو در سه دقیقه!


یه ضرب المثل اسپانیایی - رشتی - چینی هست که می گه "عاقبت جوینده یابنده بود!" ..
البته ورود به خودی خود چیز عجیبی نیست یا اگه هم باشه به ماجرای من ربطی نداره! اما از اون جایی که می دونستم شما به شدت مشتاق دونستن بیشتر از همه چیز هستین برخود لازم دونستم که بنویسم! پس به شدت حواسها جمع چون فقط یه بار می گم!
اونهایی که واردترن می دونن که "آفیش" شدن یه اصطلاح مخصوصه برای ضدحال زدن! و حتی بعضی ها معتقد هستن ورژن 2007 "ضدحال" همینه! و اگه "آفیش" نشی هیچ قسمتی از سازمان -صدا وسیما - قابل دسترسی نیست حتی wc ! پس متوجه عمق ماجرا شدین؟!
حالا اینکه چطور آفیش می شن هم خودش از اون فوتهای کوزه گری که عمرا بگم! فقط اینو بدونین که هرکسی که "آفیش" می شه یعنی "خیلی کارش درسته!" یعنی" از داخل هواشو دارن"! بعله!
از این مرحله جانگداز که بگذریم می رسیم به چند راهی! چون همون اول چند تا مسیر هست که می تونی امتحانش کنی! البته دزدکی!
یه راه به سمت ساختمان شهدای رادیو می ره که به اندازه کل دیوار چین پله داره!!! و اینجاست که دست ورزشکارا رو می شه! و اگه به اون بالا  که رسیدی  یکی ازت ساعت پرسید و  چهار ساعت و 25 دقیقه و 16 ثانیه نفس زدی تا ساعت رو اعلام کنی نشون می ده که اساسی ورزشکاری!!!!
خلاصه ...راههای دیگه هم هست -بدون پله- اما از عواقب امتحان دزدکیشون اطلاعی در دست نیست!!!
بعد از پله ها به درب های کاملا اتوماتیک می رسی که اگه آدمیزاد جلوشون باشه باز می شن! - بابا تکنولوژی!- و اگه در تشخیص هویتت گیر کنه ممکنه وسط باز شدن بسته بشه و تو اون وسط گیر کنی! نهایتا یه دست و یه بینی و چندتا انگشت پا از دست می دی ! پس زیاد جای نگرانی نیست!
وارد سالن بزرگی می شی که باز چندین راه داره! و هنوز نمی دونم چند ماه طول می کشه تا همه رو امتحان کنم!
برای اینکه زیاد جلب توجه نکنی از هر سمتی که عشقت کشید برو و مطمئن باش که بالاخره بعد از ساعتها چرخیدن دور خودت به نقطه ی اول می رسی و کلی هم در جهت شادکردن کارمندان محترم قدم برداشتی و نتیجه اش برنامه های شادتر و شادتره!
اگه کسی ازت پرسید اینجا دنبال چی می گردی خودتو نباز! با حالت کاملا جدی از مسایلی بگو که به هم ربط نداره مثلا بگو برای امر کاری -امر غیرکاری! -امرونهی! - امر خیر؟!اومدم یا هرچیزی که به ذهنت رسید! فوقش پرتت می کنن بیرون! والا!
فقط یادت باشه که مثل خنگها زل نزنی به سقف سالن و با حیرت به زیبایی و پیچیدگی معماری اش نگاه نکنی چون ممکنه همون موقع یه نفر با دیدنت به سرش بزنه و بخواد ازت فیلم مستند بسازه با موضوع "محدودیت مغز بشر و چالش گریزی از ابهامات در راستای نبود مخچه!"

- گزارشهای درخواستی را به همین صندوق بریزید!!

-- به گوشه ی این ور هم دقت کنین! این ور بابا!

+ نوشته شده در پنجشنبه 31 خرداد1386ساعت 20:36 توسط انوشه |
طوفان در راه است!!
اين بحث شيرين "تبليغات" هم عجب بحثيه! يه پست چند خطي اينهمه عكس العمل داشت!! ممنون از همه ي شما! اينو از طرف خودم و فرزانه ناظري گفتم ...

اما اينكه از كي شروع مي كنيم يه كم پيچيده است!! اما خيلي طول نمي كشه! شايد يه ساعت ديگه!

در مورد "همكاري" هم فعلا دونفر هم زياده و شايد به زودي در جهت تعديل نيرو هر دومون حذف شديم!!! پس يه كم دندون روي جيگر!! بذارين تا خبرهاي بعدي برسه!

يادتون باشه هر جا گفتيم كمك همه بياين كمك! مي دونين شايد اينكارمون بيشتر از اين جهت جالب بشه كه كم كم  ما -كل بچه هاي وبلگ نويس راديويي - طوفاني بپا كنيم! طوفان ها!! پس منتظر باشين!

بازم تكرار مي كنم مسئوليت هيچ بلاي طبيعي رو نمي پذيريم ...حتي شما !

+ نوشته شده در یکشنبه 27 خرداد1386ساعت 13:48 توسط انوشه |
مژده ...مژده!
مژده ...مژده!

همه ی عالم و آدم وقتی می خوان کاری بکنن قبلش حتما یه "تبلیغی" می کنن که آی ملت ببینین چی داریم؟! خب این دلیل در کمال وضوح خیلی هم مبهمه! چرا؟ آخه ممکنه بگی "تو چی رو می خوای تبلیغ کنی؟!" .... اونوقت منم کلی باد در گلو!! - اه اه!!- می اندازم و با افتخار می گم :

به زودی من -انوشه میرمجلسی- به اتفاق دوست جونم -همکار جدید - فرزانه ناظری عزیز قصد ترکوندن کل اینترنت رو داریم...از همین حالا مسئولیت تمام "سونامی" ها و "زلزله"ها و "پس زلزله" ها و ..."طلاق" های مستدل و با دلایل کاملا منطقی..."ازدواج های عشقولانه" ..."کشته شدن" هر گونه جاندار در آبشار نیاگارا!!!  رو به عهده می گیریم!!!! اما مسئولیت ترکیدن شما از شدت خنده یا دق مرگ شدن پس از رویت مطالب با شماست! "عقل سالم در بدن سالم!"

فلذا!!! اینک در این برهه زمانی با افتخار و صلابت خاصی که اصولا سر زدنش از ما ! عجیبه اعلام می کنیم منتظر شبیخون ما باشین!!

+ نوشته شده در جمعه 25 خرداد1386ساعت 0:43 توسط انوشه |
بازم "هفت ترانه"
این "هفت ترانه" منو کشته! با این صدای بی نظیر آقای پورمحمودی! الان موقع پخش برنامه است و من بین زمین و هوا اومدم اینجا بنویسم! شما به خودت نگیر من کارم بی قانونه!!!!

آخه من کر شدم بس که جیغ زد "ما هوار می کشیم!" ..! وای از دست این "رادیو جوان" !

 

یه خسته نباشید توپ ...."هفت ترانه" ای به اینهمه انرژی!!!!!!!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه 24 خرداد1386ساعت 22:45 توسط انوشه |
اندر فلسفه ی وجودی "یک سبد ترانه"
میلان کوندرا در گفتگوی تلفنی که دقایقی پیش با من داشت پرسید " یک سبد ترانه چیه؟" و من هم یه دل سیر بهش خندیدم و بعد توضیح دادم که یه جور قرص آرام بخشه!
حالا اینو چرا گفتم؟ چون به ذهنم رسید این قرص آرام بخش رو زیر ذره بین ببینم! البته بیشتر به تلسکوپ نیاز داشتم تا ذره بین!


چرا "یک سبد ترانه" گوش می دین؟ یا "بی خوابی زده به سرتون ؟"
جوابهای استخراجی از حلقوم شنوندگان فهیم !


1- باز تو سوال پرسیدنت گل کرد؟!
2- از 12 تا 2 شب بی خواب می شم مجبورم گوش بدم!
3- چون طبق یک عهد نانوشته تمام برنامه های سعید پورمحمودی رو باید گوش بدم!!!
4- می ترسم اگه گوش ندم خانم شیخ زاده دلش بشکنه!
5- اصولا دارودسته رضا و سجاد عزتی رو دوست دارم
6- پسرعموی عمه ی وسطی رضا عزتی ام!!!!
7- سعید پورمحمودی منو یاد نوه خاله پدربزرگ جد مادری دختر عمه ام می اندازه!!!
8- رمانتیک خونم رو تقویت می کنه!
9- با تکنوازان به عوالم زیبایی سفر می کنم!!!
10- حیف تو نیست دست به چنین کارایی می زنی؟
11- از اینکه می بینم بچه های رادیو اون وقت شب بیدارن و برنامه اجرا می کنن ذوق زده می شم!!-این شنونده اندکی پرت بود! و نمیدونست که برنامه قبلا ضبط می شه! شما ببخشید!
12- هر هفته با اسمهای مختلف به "یک سبد ترانه" نامه می دم و میگم تولدمه! آقا سعید هم تولدم رو هر هفته تبریک می گه ! برای همین گوش می دم!!!
13- به علت نحس بودن سکوت می کنیم! یک دقیقه!
14- به دلیلش فکر نکردم!!

خب اینم گوشه ای از پاسخها! مستند بودنش رو هم قبلا ثابت کردم پس دوباره گیر ندین!!!!
منم به دلایل معلومی به "یک سبد ترانه" گوش می دم! با اینکه چشمهام به زور باز می مونن اما ترجیح می دم شکنجه شدن رو تجربه کنم! چون "یک سبد ترانه" رو دوست دارم ...به خاطر حس لطیف آرامشش ...به خاطر آقای پورمحمودی...به خاطر فضای دلنشین برنامه ... و به خاطر خانم شیخ زاده و آقایان عزتی و صدابردارو باقی عوامل! ....
شما چرا "یک سبد ترانه" گوش می دین؟

+ نوشته شده در پنجشنبه 24 خرداد1386ساعت 11:59 توسط انوشه |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا