تبليغاتX
نوشتم نوشتی نوشت







نوشتم نوشتی نوشت

می نویسم ... اما تو بخوان "رادیو جوان "

عید شما مبارک!!!!!!!!!!!!!

"آرام آرام از راه می رسد
در ثانیه هایی که محتاج اویی
در نهایت رخوتی که به بند می کشد تو را
آرام می آید و تو با حضورش باز می خندی
ساده
رها
سرشار
و این بازی زیبای طبیعت است
بهار را زندگی کن
که هر بهار نشانه ایست از رستاخیز وجودت..."


سال 86 پیشاپیش مبارک
با آرزوی بهترین ها..........

+ نوشته شده در سه شنبه 29 اسفند1385ساعت 9:25 توسط انوشه |

4شنبه سوری!

امشب ۴ شنبه سوریه مثلا ! چرا می گم مثلا ؟! چون به جای آتیش بازی و لذت بردن از مراسم آیینی به این قشنگی باید مواظب باشی جونتو با این حجم از بچه بازی از دست ندی!

اونقدر از ۴ شنبه سوری های کودکی هام خاطرات خوبی دارم که قابل مقایسه با این شلوغی ها و سروصداهای عذاب آور نیست ! نمی دونم اونایی که این سروصدارو دوست دارن می خوان به چی برسن؟ به قول یکی از دوستام "حالا خیلی بقیه کاراشون از رو دلیل و منطقه تو گیر دادی به این ؟؟؟!!"

راست میگه اونقدر از این رفتارهای سطحی و گذرا زیاد شده که بهتره اصلا بهش فکر نکنی چون انگار همه لذت می برن این جریان اونارو هر جا دلش خواست ببره!

 

+ نوشته شده در سه شنبه 22 اسفند1385ساعت 20:55 توسط انوشه |

سلام!

سلام!!!!!!!!!!!!!!! می دونم بابا ! چرا می زنید؟!!! خوب درس داشتم دیگه ! نمی شد بیامو بنویسم البته می شد ها اما من یه کم تنبلی کردم! (یه کم!!!!)

بگذریم! قول می دم زود به زود بیام! قول!!

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 اسفند1385ساعت 19:18 توسط انوشه |