در ثانیه هایی که محتاج اویی
در نهایت رخوتی که به بند می کشد تو را
آرام می آید و تو با حضورش باز می خندی
ساده
رها
سرشار
و این بازی زیبای طبیعت است
بهار را زندگی کن
که هر بهار نشانه ایست از رستاخیز وجودت..."
سال 86 پیشاپیش مبارک
با آرزوی بهترین ها..........
هم میشه با یه غمی به این گردش روزها و فصلها نگاه کرد و غصه خورد که وای پیر شدیم ها !هم میشه مثبت دید و به این فکر کرد که یکسال به تجربه ی زندگی کردنم اضافه شد یکسال که هر ثانیه اش رو درست طی کردم حالا اگرهم کم و کاستی بود میشه گذاشت به حساب همون تجربه های زندگی..
اوضاع ترافیک هم که دیگه جزیی از زندگیمون شده و داریم کم کم عادت می کنیم نوع زندگیمونو با ترافیک و شلوغی خیابونها اصلاح کنیم جالبه شاید چند سال دیگه حتی همین قدر هم بهش فکر نکنیم و عادی ترین جز زندگی بشه برامون!
راستش خیلی دلم می خواست یه سفری برم .تو تعطیلات عید آدم راحت می تونه به سرخوشی سفر دل بده اما امسال انگاری شرایط جور نیست!
امیدوارم هر کسی هر جایی میره بهش خوش بگذره البته کاش فقط طبیعت رو قربانی تفریحمون نکنیم![]()
![]()
راستی برین ایران گردی گاهی یه ده کوره هم به اندازه یه شهر شلوغ جذابیت سفر رفتن رو داره و من به شخصه اعتقاد دارم اون ده کوره و اون طبیعت بکر و دست نخورده یه دنیا حرف داره واسه شنیدن ...پس یا علی!![]()
اونقدر از ۴ شنبه سوری های کودکی هام خاطرات خوبی دارم که قابل مقایسه با این شلوغی ها و سروصداهای عذاب آور نیست ! نمی دونم اونایی که این سروصدارو دوست دارن می خوان به چی برسن؟ به قول یکی از دوستام "حالا خیلی بقیه کاراشون از رو دلیل و منطقه تو گیر دادی به این ؟؟؟!!"
راست میگه اونقدر از این رفتارهای سطحی و گذرا زیاد شده که بهتره اصلا بهش فکر نکنی چون انگار همه لذت می برن این جریان اونارو هر جا دلش خواست ببره!
بگذریم! قول می دم زود به زود بیام! قول!!
راستی فردا کنکور دارم ! (ارشد!) برام دعا می کنید؟؟؟؟ مرسیییییییییییییییییییییییی!!!!
منم برات دعا می کنم !(با تو ام دیگه! پس با کیم؟؟!!) ![]()
I Love You Too
Be strong honey, I love you too!
A man escapes from prison where he has been for 15 years. He breaks into a house to look for money and guns and finds a young couple in bed.
He orders the guy out of bed and ties him to a chair, while tying the girl to the bed he gets on top of her, kisses her neck, then gets up and goes into the bathroom.
While he's in there, the husband tells his wife: "Listen, this guy's an escaped convict, look at his clothes! He probably spent lots of time in jail and hasn't seen a women in years. I saw how he kissed your neck " if he wants sex, don't resist, don't complain, do whatever he tells you. Satisfy him no matter how much he nauseates you. This guy is probably very dangerous. If he gets angry, he'll kill us. Be strong, honey. I love you ."
To which his wife responds: "He wasn't kissing my neck. He was whispering in my ear. He told me he was gay, thought you were cute, and asked me if we had any Vaseline. I told him it was in the bathroom. Be strong honey, I love you too !!" ![]()
